روز پدر....

سلام خوشگلای مامان ...
مامانی دوباره اومد میدونم میگین که چرا همش وقفه میوفته توی نوشته های مامان
ببخشید خوشگلای مامان...
این روزا درگیر اسباب کشی و جابه جایی بودم واسه همین تا جابه جا شدیم و نتم وصل شد اومدم سراغ وبلاگتون...
کم کاری مامان رو ببخشید خوشگلا....
خوب بگذریم از این حرفها.... هفته ی پیش روز پدر بود و من نتونستم بیام و از طرف شما به بابایی تون تبریک بگم . خوب حالا هم هنوز خیلی دیر نشده . این روز قشنگ رو به بابایی شما جوجو ها و بعد هم به بابای خوب و مهربون خودم تبریک میگم .
*
پدر جان
سحرگاهان که نسیم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه میبخشد/به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت/خوب دیدن، خوب بودن، خوب ماندن را/با تمام وجودم دوستت دارم. روزت مبارک.

پدر جان ، با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را شکر می کنم که فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم. پدر جان عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم.




روز پدر.... 
